قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

408

درة التاج ( فارسى )

شوذ دوام « 1 » طرفين مانعة الخلوّ در نقيض مطلقهء لا دائمه ، و دائمهء موافق در كيف با حينيّه مخالف در آن هم مانعة الخلوّ در نقيض عرفيّهء لا دائمه و با « 2 » حينيهء ممكنه مخالف در نقيض مشروطهء لا دائمه . و تو امثلهء اين - همه بشناسى در محصورات اربع بر قياس امثلهء نقائض ممكنهء خاصّه . و برين قياس كن سائر آنج نقايض ايشان را ياذ نكرديم - از موجّهات بسيطه - و مركّبه . و بدان كه در آنك تقابل مذكور در مركّبه تناقض است نظريست ؛ - جه اقتضاء او اقتسام « 3 » : صدق - و كذب را بواسطهء استلزام صدق مركّبه « 4 » است صدق هر يكى از دو جزو « [ او ] » و استلزام صدق مقابل كذب يكى ازيشان - و ديگر به جهت آنك جون مقابل در كلّيّهء منفصله است - لازم آيذ كى قضيّهء واحده مناقض حمليّه - و منفصله باشذ . و نقيض متّصله متّصله باشذ مخالف آن در كم - و كيف ، - بر وجهى كى اعتبار كرده باشند در سالبه : سلب لزوم در لزوميّه - و سلب اتّفاق در اتّفاقيّه و نقيض منفصله « ( حقيقىّ ) » عنادىّ سالبهء باشذ - كى صادق شوذ با آن بإمكان عامّ اجتماع اجزاء آن يا خلوّ از آن بر سبيل منع خلوّ دون الجمع . و اگر مانعة الجمع باشذ سالبهء باشذ كى صادق شوذ با آن اجتماع اجزاء بامكان عامّ و اگر مانعة الخلوّ باشذ ، سالبهء بوذ - كى صادق شوذ با آن خلوّ از اجزاء بامكان عام . و مركبهء از مانعة الجمع - و مانعة الخلوّ ، - كى منافى حقيقيه‌اند در نقيض ايشان فرا گيرند يا آن امكان يا منع ديگر بمعنى منع خلوّ دون الجمع اينست حكم تناقض . و بدانك هر دو قضيهء كى مختلف باشند در كيف دون الكمّ اگر هر دو كلّى باشند متضادتان « 5 » باشند - به جهت جواز اجتماع ايشان بر كذب دون الصدق

--> ( 1 ) - و دوام - اصل - نسخه ( 2 ) - يا - م - ط . بىنقطه - اصل . ( 3 ) - اقسام - م - ط - ه . ( 4 ) - مركب - اصل . ( 5 ) - مضاديان - م - متضاديان - ه .